مراسم بزرگداشت شهید بزرگوار حمید ولی پور

13900811165826171_PhotoL

بدینوسیله مراسم بزرگداشت سوم و هفتم شهید ولی پور را به اطلاع کلیه همرزمان گردان حمزه  می رساند:

مراسم بزرگداشت سوم:

زمان: ۵ شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ – از ساعت ۱۵ الی ۱۷

مکان: اسلامشهر، خیابان امام موسی کاظم (ع) (خیابان راهنمایی و  رانندگی)، نبش میدان آبادان، مسجد قائم (عج)

مراسم بزرگداشت هفتم:

یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ – از ساعت ۱۶ الی ۱۸

مکان: مزار شهید بزرگوار واقع در قطعه ۲۷ بهشت زهرا

روابط عمومی گردان حمزه

3 پاسخ
  1. مهدی برزی
    مهدی برزی میگه:

    روح شهید ولی پور شاد
    انشالله که همنشین شهدای کربلا و شهدای همرزمشون شدن و به آرامش نزد خداوند دست پیدا کردن.
    من خانوم ایشون رو نمی شناسم اما تعریفهایی که در مورد ایشون شنیدم در رابطه با پرستاری از همسرشون بخصوص در چند ماه اخیر واقعا تحسین برانگیزه
    اجرشون با سیدالشهدا و امیدوارم نتیجه زحماتی رو که کشیدن تو همین دنیا ببینن. بهشون واقعا خسته نباشید میگم. به نظرم آدمایی مثل خانوم ولی پور واقعا مایه افتخار و مباحات و الگو هستند برای نسلی که بعضی هاشون ارزشها رو شاید گم کرده باشن.

    پاسخ
  2. گلستانی
    گلستانی میگه:

    روزی که رفتم بیمارستان ساسان ملاقات جانباز ولی پور و اون حالت رو دیدم انگار مشخص بود که حمید اقا دیگه تو این دنیا نیست و چشم به رفیقهای باحالش دوخته و اماده پر کشیدن از این دنیا و پیوستن به اوناست.با اطلاع رسانی روابط عمومی گردان و وبلاگ شهید برزی در خصوص برگزاری شب هفت این شهید بزرگوار دیروز بعد از ظهر رفتم بهشت زهرا جای همه خالی خیلی خلوت بود تو مسیر رفتن به قطعه ۲۷ از میان قبور شهدا که میرفتم و چشم به تمثال مبارکشون میکردم انگار که داشتند به ما ادمهای دنیایی میخندند و نصیحت میکنند که بابا دل به این دنیایی که توش زندگی میکنید نبندید والله این طرف خیلی باحالتر و با صفاتره توشه مسافرتتون رو پربارتر کنید که اینجا خیلی به دردتون میخوره و………..همش دعا میکردم بچه های گردان اومده باشن اخه دیدن بچه های گردان خیلی صفا داره من به نظرم نگاه کردن به این بچه ها گناه ادم رو پاک ودل رو صفا میده . همینطور که میرفتم کم کم صدای بلند گو به گوش میرسید مداح شروع کرده بود به خوندن وقتی به نزدیکی برگزاری مراسم رسیدم با راهنمایی ناصر اشتاوی متوجه شدم بچه های گردان کجای مراسم نشستند .وقتی به اون طرف رفتم اولین چهره ای که دیدم و خیلی خیلی خوشحال شدم سید بزرگوار معاون گردان عزیزمون اقا سید مجتهدی بود اینو از این لحاظ گفتم که خیلی خوشحال شدم به خاطر اینکه خیلی وقت بود اقا سید رو ندیده بودم بچه ها یه موکت وسط مزار شهدا انداخته بودند و با حسرت چشم به مزار شهید ولی پور دوخته بودند اکبر طیبی.اشتاوی..ظفرقندی..اکبر حسین زاده د..بابالویی ..حاج اقا امینی… سید … مداح خوب گردان گودرزی….سید میر طاهری …نقی پور…علی پور…رجب قربانی ..محمود یزدانی …و…. زیات عاشورای باحال خونده شد و مداحی و یه خاطره از دوست عزیز ولی پور محسن گودرزی هم باز گو شد و وقتی مراسم تموم شد خوش و بش بچه ها تازه شروع شد عین زمان جنگ که مرخصی می اومدیم و تو چهار راه نماز جمعه دانشگاه تهران همه جمع می شدند و رفقاشون رو میدیدند جاتون خالی خیلی با صفا بود .شادی روح همه شهدای گردان صلوات

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.