به یاد شهیدان مهدی برزی

به مناسبت سالگرد شهادت داداش فخرالدین عزیزم

به قلم: دکتر داریوش مهدی برزی (برادر بزرگمون)

DSC04652

پدر خدا بیامرزمون حاج حسین مهدی برزی

داداشی ها از راست به چپ: داریوش (کاظم)، فخرالدین، صادق

“به نام خدای مهربان”

از شهیدان سخن گفتن و توصیف احوالات ایشان برای ما بازماندگان بسیار مشکل است و تنها خداست که مقام شهیدان را به خوبی می‌شناسد. البته برای همه، درک خصوصیات شهیدان در حد مقدوراتِ لازم میباشد و الگوپذیری از این رستگاران شاهد به استعلای روحی ما کمک خواهد کرد؛ گرچه درک روحیات آنان برای ما دنیازدگان مشکل است ولی آب دریا را اگر هم نتوان کشید، به قدر تشنگی باید چشید. لذا به عنوان برادری قاصر و عقب‌مانده از کاروان شهدا چند سطری در وصف دو شهید والامقام صادق و فخرالدین مهدی برزی می‌نگارم به این امید که مطالب آن بتواند چراغی رهنمون راهمان در مسیر الهی باشد.

شهید صادق مهدی برزی، بزرگِ شهیدان خانواده مهدی برزی بود. نوجوانی با جثه لاغر اما اراده ای قوی و پرتوان که از دوران کودکی با وجود ضعف جسمانی، دارای قدرت روحی بالایی بود و با سخت کوشی فراوان از هیچ مانعی در راه رشد و تکامل خود نمی‌هراسید و با تلاش بسیار در علم‌آموزی و کسب اخلاق نیکو، جزء بهترین دانش‌آموزان مدرسه خود بود و در هیئت‌های دینی، فعالیت‌های مذهبی فراوانی انجام می داد. زمانی که احساس تکلیف برای جبهه رفتن نمود، با وجود سن کم، خود را به جبهه رسانید و با پشتکاری مثال‌زدنی، الگوی خوبی برای بسیاری از دوستان و آشنایان خود گردید.

صادق هیچگاه از سخت ترین تمرینات آموزشی و شرایط نامناسب منطقه ابایی نداشت و کوچک‌ترین شکایتی نمی‌کرد و بدنش پر از آثار صدمات ناشی از آموزش‌های سخت نظامی بود. خداوند نیز او را به دلیل اخلاص فراوانش برگزید و در عملیات والفجر یک در ناحیه فکه (چنانه) جنوب کشور به لقاءالله رسانید. اثر عمیق دین‌داری و تلاش مخلصانه او در راه خدا تا سال‌ها در رفتار و سکنات همرزمان او نظیر شهید سویزی مشهود بود. در نهایت آنان نیز با جهاد مداوم خود به درجه والای شهادت رسیدند.

شهید فخرالدین مهدی برزی نیز پنج سال بعد از برادرش شهید صادق در سن هفده سالگی به جبهه رفت و مانند او عمری کوتاه اما پربرکت داشت. از او نقل شده است که هنگام اعزام به یکی از عملیات‌های جنگی گفته بود که اگر همه کارهای ما، حتی غذاخوردن ما برای خدا باشد، آنگاه به راه راست هدایت شده‌ایم. شهید فخرالدین اذان‌گوی گردان حمزه و به استناد همرزمانش از الگوهای ناب بسیجیان و پاسداران اسلام بود که در خودسازی و خدمتگذاری به بسیجیان پیشرو و در هنگام عملیات جنگی پیشگام رزمندگان بود و در نهایت در عملیات بیت المقدس دو در منطقه ی ماووت غرب به آرزوی دیرینه خود رسید و الگویی برای دوستان و جوانان فامیل نظیر شهید جعفری زواره گردید.

آنان قبل از آنکه دنیا بتواند آن‌ها را به خود وابسته کند، دل از دنیا برکندند و به عقبی نظر افکندند و جمال و رحمت پروردگار، آنان را چنان به خود مجذوب کرد که تمام دنیا را به ماسوی افکندند و سختی و رنج چند روزه دنیا را در راه وصال معشوق ازلی تحمل کرده، جان فدای دوست نمودند و بدین سان به سعادت ابدی رسیدند.

اگر ما شهدا را نشناختیم چه باک که خدایشان آنان را شناخت و از بوستان دنیا آنها را گلچین کرد و در بهشت مخصوص خویش ماوا داد. خوشا به حالشان و درجات والای ایمانشان. امید که ما نیز از پویندگان و رهروان شایسته آن عزیزان شاهد باشیم.

داریوش مهدی برزی، استادیار دانشگاه شاهد

برای کسب اطلاعات بیشتر از زندگی این دو شهید به وب سایت شهیدان مهدی برزی shahidan.mehdibarzi.ir مراجعه نمایید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *