احمد فائزی

«از خداوند متعال درخواست دارم که رذائل اخلاقی را از ما دور کند

و توفیق انجام اعمالی را به ما بدهد که در جهت رضایش باشد و مورد قبولش واقع گردد

و به آنچه می‌گوئیم عمل کنیم و اعمال و رفتار ائمه معصومین (سلام الله علیهم) و شهدا را

سرلوحه و الگوی خود قرار دهیم و عاقبتمان با داشتن دلی پاک ختم به خیر و شهادت در راه خدا گردد»

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتیکه به مطالب داخل این دفتر نگاه می‌کنم و می‌بینم که چه کسانی با چه روحیاتی این صحبت‌ها را – که از دل پاک برمی‌خیزد و بر روی ورق جاری می‌گردد- گفته‌اند، به خدا قسم خجالت می‌کشم که چیزی بگویم و یا اینکه مطلبی بنویسم لکن از آنجایی که از من خواسته بودید چیزی بگویم و بنویسم، یک چند کلامی که آن را هم از همین شهدا و بزرگان واز سخنان ائمه معصومین آموخته‌ام، برایتان می‌نویسم.

الحمدلله همه چیز را خودتان می‌دانید و این که من این جا بگویم و سفارش کنم که فلان کار را کنید و فلان عمل را انجام دهید، دیگر جایی برای اینها باقی نمانده و از همه بالاتر اینکه وقتی می‌خواهم حرفی بزنم می‌ترسم مبادا آیه شریفه قرآن که می‌فرماید:

یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوا لِمَ تَقُولُوا ما لَا تَفعَلوُن

«چرا چیزی که می‌گویید عمل نمی‌کنید»، در مورد من مصداق پیدا کند.

و آنوقت که شما به این گفتار عمل کرده‌اید، به جایی برسید و من خود در قعر ضلالت و گمراهی بمانم. به هر حال اینها که گفتم شکسته نفسی نبود بلکه حرفی بود که باید می‌گفتم و آنهایی که معرفت و شناخت نسبت به این مسائل دارند، می‌دانند چه می‌خواهم بگویم.

و اما مطلبی که می‌خواهم بگویم پیرامون دعای شریفه امیرالمؤمنین است، آنجایی که می‌فرماید:

اللهم انی اسئلک الامان یوم لاینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم

«خدایا! من از تو درخواست پناهندگی می‌کنم برای روزی که نه مال و نه فرزند به نفع من است مگر قلب پاک».

چیزی که برای عاقبت انسان مفید است و انسان را به خدا نزدیک می‌کند همین قلب پاک است. او که امام بود با آن شأن و منزلت که داشت، اینگونه می‌نالد و از عاقبت کارش در نزد خداوند سبحان شکوه از نفس خویش می‌نماید و یا در جای دیگر معصومی دیگر این چنین می‌گوید: ای خدای من! از آنجایی که من می‌دانم که تو می‌دانی من از اهل سعادتم یا نه و چون خودم نمی‌دانم که از اهل سعادتم یا نه، ای کاش که بدانم از اهل سعادتم.

از این سخن گهربار امام که خود ایشان به صورت یک دعا و آن هم خیلی باتواضع از خداوند درخواست می‌نمایند، می‌توان این چنین گفت که موضوع این نیست که الان چه کار می‌کنیم، باید به فکر این باشیم که چگونه می‌خواهیم از این فرصتها استفاده کنیم، این ایمان مستقری که در احادیث آمده یعنی این که کاری کنیم که ایمانمان همیشگی باشد گاهی ضعیف نشود و خدای ناکرده زمانی برسد که دیگر ایمانی نداشته باشیم. یک سخنی از عالم بزرگوار اسلام و مفسر قرآن حضرت آیت الله علامه طباطبایی یادم آمد که ایشان در آن لحظات آخری که داشتند از دنیا می‌رفتند به افرادی که کنار بستر ایشان ایستاده بودند فرمودند:

التوجه و المراقبه

و این کلام را چندین بار تکرار نمودند. وقتی به عمق مطلب فکر می‌کنیم می‌بینیم که این جمله از آنجایی که خیلی قصار است ولی از مفهومی والا برخوردار است. ایمان مستقر یعنی این که حالا که خداوند تبارک و تعالی این توفیق را به ما داده که در جمع افراد برگزیده باشیم، چگونه می‌خواهیم از این فرصت استفاده کنیم.

و با در نظر گرفتن همه آنچه که خودتان از جبهه می‌دانید و لازم به گفتن نیست، چگونه می‌خواهیم استفاده کنیم و از آن مراقبت کنیم که کاری نکنیم که اجر آن را ضایع کند.

و اما مطلب دیگر که خیلی دوست داشتم به عنوان یادگاری از برادر بزرگوارم شهید مهدی برزی اینجا بیان کنم موضوع رضای خدا بود.

ببینید عزیزان وقتی که امام حسین از مکه به سوی کربلا حرکت کردند فرمودند:

عمل من در این قیام سرمشق شماست.

باید دید که امام چه عملی در این قیام بزرگ انجام داد که باید سرمشق ما باشد. اگر بخواهیم بگوییم و با همه آنچه که حضرت اباعبدالله در آن قیام خود انجام دادند، شاید در چند سطر یا چند صفحه نتوان نوشت ولی دو مطلب خیلی مهم که می‌توانم بگویم در جبهه هم به درد ما می‌خورد، یکی توکل به خدا و دیگری راضی بودن به رضای خدا بود.

و اما توکل به خدا این بود که امام هر چه بیشتر یارانش شهید می‌شدند و بی‌یاور می‌شد، چهره‌اش بازتر می‌شد و توکلش به خدا بیشتر می‌شد. این نشانه چیست؟ این که وقتی انسانی با آن والایی تکیه‌گاهش خداست دیگر برایش فرق نمی‌کند یاری داشته باشد یا نه.

و مسئله دیگر که راضی بودن به رضای خدا بود. همینقدر بگویم که اگر همان روز عاشورا را در نظر بگیریم امام در آن لحظات آخر عمر شریفشان که زخم زیادی بر بدن مطهرشان برداشته بود، مقداری خاک را جمع کرده و به صورت یک مهری درآوردند و پیشانی غرقه به خون پاکش را بر روی آن نهاد و فرمود:

الهی رضاء برضائک

اصلا تمام مطلب یعنی همین و همه مقامات و منازلی که بزرگان کسب کردند از یک چیز بود و آن قلب سلیم.

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض       ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود

و هر که به هر جایی رسید و نزد خدا محبوب گشت، از داشتن دل پاک بود.

تواضع و فروتنی و کلاً حسنات اخلاقی و سخنان ارزنده‌ای که از ائمه و صالحین و شهدا شنیده می‌شود از دل پاک برمی‌خیزد. آنجا که امیرالمومنین در اوج تواضع با آن شخصیت والایی که داشت می‌فرماید:

الهی انا اضل المضلین

خدایا من از همه پست‌ها پست‌ترم.

به هر حال زیادتر از این صحبت نکنم. از خداوند متعال درخواست دارم که رذائل اخلاقی را از ما دور کند و توفیق انجام اعمالی را به ما بدهد که در جهت رضایش باشد و مورد قبولش واقع گردد و به آنچه می‌گوئیم عمل کنیم و اعمال و رفتار ائمه معصومین (سلام الله علیهم) و شهدا را سرلوحه و الگوی خود قرار دهیم و عاقبتمان با داشتن دلی پاک ختم به خیر و شهادت در راه خدا گردد.

انشالله

بارخدایا! ما را از اهل تقصیر بیرون کن.

بارخدایا! ما را خدایی کن.

الحدیث:

ان الموت صعب فراق عن الاحباء اصعب

مرگ سخت است و جدایی از دوستان سخت‌تر.

احمد فائزی

۶۶/۱۲/۵

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *