کوه بمو

DSC014511

این تصویر از دره شهدا گرفته شده و کوه ربرو بمو می باشد . جاده ای که در تصویر معلوم است قبلا توپخانه نیروهای خودی بوده است.

ارسال عکس و توضیحات از برادر محمود رحیمی پور

4 پاسخ
  1. خليل نقيب زاده
    خليل نقيب زاده میگه:

    با تشکر از برادر رحیمی پور عکس بسیار زیبایی است یا دش بخیر اون روزها وقتی میرفتیم پیاده روی (همراه دسته) به همین بالا که میرسیدیم بچه ها با دست رشته کوه بمو را نشان میداند و هر کسی خاطره ای تعریف میکرد یکی دیگه با دست امتداد بمو و آن رشته کوه دیگه که اگر اشتباه نکنم برمدکوه یا یه چیزی توی این مایه ها . از تجهیزات عراق روی بمو میگفتند . از عملیاتهایی که برای تصرف بمو شده بود . بازهم دستتان درد نکنه هم شما که این سایت را درست کردید و هم برادر رحیمی پور

    در حقیقت کار اصلی رو برای سایت کسانی انجام میدن که مثل شما و آقای رحیمی پور و سایر دوستان از نظر مطالب اون رو تغذیه میکنن.
    من هم افتخار دارم که این مطالب رو منتشر کنم و امیدوارم یه گوشه ای از زحمات و فداکاریهای شما و سایر رزمندگان و شهدا به این وسیله معرفی بشه و ازشون تقدیر بشه (هر چند خیلی کم).

    پاسخ
  2. امامی
    امامی میگه:

    اقای رحیمی عزیز دستت درد نکنه چه عکس خوشگلی انداختی و ارسال کردی .این کوه با این عظمت رو خداییش تصرف کردنش خیلی سخته .همیشه ارزو داشتم اون بالای کوه بمو رو ببینم نشد که نشد نمیدونم الان کسی میتونه بره بالای اون یا نه .کاشکی یه تور گردشگری بمو ازطرف این وبلاگ راه می افتاد تا دوباره اون مسیر عملیاتهای بیت المقدس ۲ و۴ و اون اردوگاههای قشنگ رو بتونیم ببینیم.انشا الله
    ——–
    فکر خیلی خوبیه برادر امامی
    اما هماهنگی اش نیاز به همکاری برادران گردان داره. من این موضوع رو به مهدی هم میگم تا تو هیئت اگه شد مطرح کنه و اگه امکانش بود برای بهار به خواست خدا یه تور سیاحتی (و به عبارتی زیارتی) برای بازدید از مناطق عملیاتی بیت المقدس ۲ و ۴ برگزار شه. انشالله

    پاسخ
  3. محمود رحیمی پور
    محمود رحیمی پور میگه:

    آقای امامی من نیز از شما به خاطر زحماتی که در این منطقه کشیدید تشکر می کنم .
    میگن بالای کوه بمو یک دشت پهن و مسطح و سرسبزی است که به اندازه چند زمین فوتبال میشه . هر وقت که تشریف بیارید در خدمت هستیم .

    پاسخ
  4. خليل نقيب زاده
    خليل نقيب زاده میگه:

    توی دوره آموزشی مسئول گروهان ما برادر شیخ موسی میگفت من از بچه اطلاعات عملیاتی بودم که به بالای کوه بمو رفته بودم و بعضی شبها از خاطرات آن برای ما تعریف میکرد توی یکی از خاطراتش گفت ” یه بار که برای اطلاعات و عملیات رفته بودیم یکی از بچه مجروح شد . نشد که بیاریمش عقب اجباراً توی یه غار مانند او را به همراه یکسری مواد غذایی گذاشتیم و برگشتیم یکسال یا و دو سال بعد وقتی دو بار رفتیم اون برادر شهید شده بود و اسکلتش همانجا مانده بود

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.