به یاد شهید مجید لشگری

(38835)از راست به چپ: شهید مجید لشگری، شهید امیر اربابی

(38836)

«یادش بخیر اقا مجید گل رو .هیئت گردان عمار همیشه تودهه اول محرم مراسم باشکوهی تو حسینیه گردان برگزار میکنه. آقا مهدی توکلی سخنران ثابت گردان هست و مخاطبان زیادی هم داره .

تو این دهه همیشه قبل از سخنران یکی از بچه های گردان خاطره میگه که خیلی باصفا میشه هیئت. امسال یکی از شبها نوبت آقا مجید بود که همیشه یه پای خاطره گوی گردان بود. اون از نحوه شهادت ابراهیم اصفهانی فرمانده گردان عمار تو عملیات والفجر هشت گفت که با احساس خاصی هم بیان میکرد . اون شب شاید نمیدونست که بعد از محرم به دیدار رفیق جون جونی اش میره.

روحش شاد»

— حسین گلستانی

23 پاسخ
  1. حسین پیامی
    حسین پیامی میگه:

    سلام علیکم
    بعرض برسانم برادر مجید لشگری در دورران دفاع مقدس شهید نشدن بلکه در چندین نوبت مجروح شدن و به درجه جانبازی نائل گشتند
    و عرض دوستان رزمنده هستم که برادر مجید لشگری در تاریخ ۱۱/۱۱/۹۲ مرحوم گردیدن و در تاریخ ۱۲/۱۱/۹۲ در ضیا آباد با بدرقه دوستانش در دفاع مقدس به خاک سپرده شد که اجرش کمتر از شهید نیز نخواهد بود
    حسین پیامی
    گردان عمار گروهان باهنر
    جهت شادی روحش صلوات و ذکر فاتحه
    الهی آمین

    سلام آقای پیامی
    ممنون از اطلاع رسانیتون
    بنده هم اطلاع داشتم که ایشون به تازگی شهید شدند اما صرفا گذاشتن عنوان شهید در کنار نام عزیزان در این سایت به معنای شهادت اونها در خط مقدم و زمان جنگ نیست. همونطور که اطلاع دارید برخی از عزیزان رزمنده به دلیل ضایعات شیمیایی یا … پس از جنگ به درچه رفیع شهادت رسیدند که شهید لشگری هم یکی از اون عزیزان بودند.

    پاسخ
    • حسین پیامی
      حسین پیامی میگه:

      با سلام
      ممنون از اطلاع رسانی شما برادر عزیز
      عذر تقصیر بنده را بپذیرید حسب برداشت اشتباه بنده
      جهت شادی ارواح مطهر شهدای گردان عمار ، حمزه و تیپ زرهی ذوالفقار صلوات و ذکر فاتحه

      پاسخ
  2. فرشته بهبودی
    فرشته بهبودی میگه:

    در شاهراه وصل به معبود اگر کوله بار دعایت جا داشت مرا هم یاد کن به یادت هستم هر چند تهی دستم ، دایی عزیز تر از جانم

    پاسخ
  3. فرناز بهبودی
    فرناز بهبودی میگه:

    دست من کوتاه از دیدار توست
    قلب من اما همیشه یاد توست
    تقدیم به فرشته ی مهربونم …. دایی عزیزم

    پاسخ
  4. فرناز بهبودی
    فرناز بهبودی میگه:

    چه کنم تا تو باور کنی که از یاد بردنت حتی برای ثانیه ای کار من نیست ؟؟!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بهترین دایی دنیا

    پاسخ
  5. گلستانی
    گلستانی میگه:

    یادش بخیر اقا مجید گل رو .هییت گردان عمار همیشه تودهه اول محرم مراسم باشکوهی تو حسینیه گردان برگزار میکنه اقا مهدی توکلی سخنران ثابت گردان هست و مخاطبان زیادی هم داره .تو این دهه همیشه قبل از سخنران یکی از بچه های گردان خاطره میگه که خیلی باصفا میشه هییت .امسال یکی از شبها نوبت اقا مجید بود که همیشه یه پای خاطره گوی گردان بود .اون از نحوه شهادت ابراهیم اصفهانی فرمانده گردان عمار تو عملیات والفجر هشت گفت که با احساس خاصی هم بیان میکرد . اون شب شاید نمیدونست که بعد از محرم به دیدار رفیق جون جونی اش میره.روحش شاد

    مرسی برادر گلستانی
    آقا مهدی میگه شما از دوستان نزدیک شهید لشگری بودید
    خوشحال میشیم اگه بازم برامون بنویسید از این شهیدی که معلومه دایی خیلی مهربونی هم برای خواهرزاده هاش بوده
    روحشون شاد

    پاسخ
  6. مینا
    مینا میگه:

    ز فراق سینه سوزت غم سینه سوز دارم
    پدرم قسم به مهرت نه شب و نه روز دارم
    خوش به سعادتت ، عزیز بود و عزیز خواهد ماند …
    روحش شاد شاد شاد ، هم سفره بی بی فاطمه زهرا انشاالله .

    پاسخ
  7. نوید سلیمی
    نوید سلیمی میگه:

    سلام
    در وصف شهید مجید لشکری نمیشه او را به جبهه و این چیزا خلاصه کرد چون مجید رو جز خدا نشناخت و ابعاد وجودی این مرد رو کسی ندانست.فقط میتونم بگم خوشبحالش که با پرونده پاکی رفت و مارا در این دنیای کثیف تنها گذاشت.ما موندیم و دلتنگیمون؛ما موندیم و غم هجران او که خیلی سخته و با رفتنش سوخت قلبمون.من درسته بهترین و مهربون ترین داییم رو از دست دادم و جاش با هیچ چی پر نمیشه اما همه همرزماش مثل داییم میمونن.مجید دایی من نوکر حضرت زهرا(س) بود و این مایه افتخار ماست،کاش ما هم نوکر خوبی برای بی بی باشیم.
    دایی جون هیچ وقت فراموش نخواهی شد……روحت شاد
    یا فاطمه الزهرا(س)

    سلام
    خوش به سعادتشون
    کاش ما هم بتونیم به آرامشی مانند اونها دست پیدا کنیم
    و دلهامون آرام باشه به یاد خدا و دوست داشتن بندگان خوب خدا
    روحشون شاد

    پاسخ
  8. نسیم
    نسیم میگه:

    تو
یادگار روزهایى هستى که نه فراموش میشوند ونه تکرار.
    باورم نشد که رفتی..
    دایی عزیزم هزار هزار بار دوست دارم

    پاسخ
  9. نداسلیمی
    نداسلیمی میگه:

    دردیده مانقش رخ دوست اگرنیست یادش به دلم لحظه ای جدانیست درسینه بی کینه ی مانقش توجاریست هرچندکه دردیده ماجای توخالیست.

    پاسخ
  10. سلمان فارسی
    سلمان فارسی میگه:

    سلام!!!
    در گردان کربلا در جنوب فکر کن برای اهوازی ها باشد یک عکس این شکلی بسیار زیبا همانند این هست که الان روی دسکتاب مانیتورمه.
    مادرم می گه اینها کی هستند؟شهیدن؟می گم نه!!!از کاروان عشق جامانده اند!
    خدا خدا می کردم سنم برسه به لحظه ای که بتونم شهید بشوم.بروم جنگ.خوب بچه بودم.۹ سالم بود.الان فهمیدم حکمت زنده موندنم چیه!
    خدا ما را برای آن روز بزرگ آماده کن!

    پاسخ
  11. سعيد
    سعيد میگه:

    خدارحمت کنه حاج مجید رو یادش بخیر گردان عمار چه خاطره هایی همیشه خندون بود مطمئنا”پیش رفقای شهید شه

    پاسخ
  12. محمد بهبودی
    محمد بهبودی میگه:

    غم
    مرگ برادر را برادر مرده میداند .مجید عزیز فرشته بود فرشته گونه زیست و فرشته وار به دیدار معبودش شتافت وداغ ابدی
    در فراقش بر سینه دوستدارانش نهادباشد راه و روش او الگویی برای زنده گیمان باشدو خداوند تحمل ندیدنش را به همه عطا کند

    پاسخ
  13. جواد صفری
    جواد صفری میگه:

    مجید لشگری،برادر عزیزم
    سکوت سرد فاصله ها تنم را می لرزاند..
    وقتی به نبودنت فکر میکنم میسوزم
    به یاد روزهایی که بودنت را نفهمیدم……
    یک دم گمان مبر ز خیال تو غافلم گر مانده ام خموش خدا داند و دلم

    خداحافظ مجید، خداحافظ رفیق ۲۰ ساله

    پاسخ
  14. محمد بهبودی
    محمد بهبودی میگه:

    مجید جان همیشه به حال شهدا غبطه میخوردی به دوستان شهیدت پیوستی و به ارزویت رسیدی بهشت گوارای وجودت باد امیدوارم شفاعتمون کنی که سخت محتاجیم

    پاسخ
  15. سعید فرشادی
    سعید فرشادی میگه:

    با سلام و عرض ادب
    من از همرزمان این عزیز بودم و شنیدم ایشان مرحوم شدند متاسف شدم امیدوارم با شهدای کربلا و گردان عمار محشور شوند خاطرات زیادی از ایشان و شهید اسماعیل لشکری در قلاجه استان ایلام سال ۱۳۶۲ دارم از تواضع و اخلاصشان تا شجاعت ایشان
    روحشان شاد

    سلام
    خوشحال میشیم اگه خاطراتتون رو حتی در حد چند سطر برامون ارسال کنید.

    پاسخ
  16. سعید فرشادی
    سعید فرشادی میگه:

    به نام خدا
    یکی از روزها در چادر نشسته بودیم که اقا مجید آمد و به من گفت حاج اسماعیل (لشکری) گفته باید گروهی را تشکیل بده و بیا گردان من هم چندتا از دوستان را انتخاب کردم و با خوشحالی که شاید برای عملیاتی من را انتخاب کرده بودن به سوی چادر حرکت کردم که انجا دیدم آقا مجید و اسماعیل و ابراهیم اصفهانی و شیخ آذری با لباس فرم با جست ایستاده اند به من گفتن که آماده ای گفتم آره ایشان فرمودن باید طی یک حمله غافلگیرانه بروید و چاله های دستشویی برای گردانی که میخواهد بیاید آماده کنید و زدن زیر خنده آن لحظه با اون تیپ ما چنان خنده دار بود که قابل وصف نبود اما کلی خندیدیم لازم به ذکر است آنجا بچه های دیگر مثل شهیدان مفاخری، اربابی، مبارکی، امیرگره گشا پنهان شده بودن و همگی نقشه کشیده بودند روحشان شاد راهشان گرامی
    منتظر خاطره بعدی باشید

    پاسخ
  17. رسول لشگري
    رسول لشگري میگه:

    سلام از خانواده ی این شهید نیز باید تشکر کرد که پیکر این شهید رو در زادگاهش دفن کردند تا مایه ی خیر وبرکت برای این شهید باشد و از تمام ضیاءآبادی هایی که ساکن شهر های دیگه هستند می خوام که از کار این خانواده عزیز الگو گیری کنند تا جوانان و اهالی ضیاءآباد به بزرگانشان افتخار کنند. روحش شاد و یادش گرامی باد .
    از خانواده ی ایشان نیز از طرف تمامی اهالی کمال تشکر را دارم.

    پاسخ
  18. سلمان فارسی
    سلمان فارسی میگه:

    سلام
    عکس بزرگتر و با کیفیت تر از تصویر بالائی ندارید؟
    همان عکس دو نفره!

    سلام
    متأسفانه خیر
    تمامی عکسهایی که در سایت هست باحداکثر رزلوشنی که در اختیار بوده منتشر شده و متأسفانه کیفیت بعضی از عکسها خیلی بالا نیست

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *