شهید محسن گلستانی

2674

«یادم میاد قبل از عملیات والفجر هشت که محسن به شهادت رسید برای آخرین بار که مرخصی اومدیم قرار شد باهم بریم مشهد زیارت آقا علی ابن موسی الرضا (ع).

اما نمیدونم چی شد محسن گفت میخوام تنهایی برم زیارت.

گفتم خب باهم میریم. گفت: نه! این دفعه میخوام تنهایی برم یه چیزی در گوش آقا بگم و برگردم. من که تو این باغها نبودم راضی شدم و اون تنهایی رفت زیارت ……..

بعد از عملیات که محسن شهید شد همیشه به خودم میگم کاشکی از اون درگوشیها به ما هم یاد میدادند که اینقدر زود به مرادش رسید .

شادی روح همه شهدا صلوات»

— حسین گلستانی

1 پاسخ
  1. گلستانی
    گلستانی says:

    یادم میاد قبل از عملیات والفجر هشت که محسن به شهادت رسید برای اخرین بار که مرخصی اومدیم قرار شد باهم بریم مشهد زیارت اقا علی ابن موسی الضا/ع/ اما نمیدونم چی شد محسن گفت میخوام تنهایی برم زیارت گفتم خب باهم میریم گفت نه این دفعه میخوام تنهایی برم یه چیزی در گوش اقا بگم و برگردم من که تو این باغها نبودم راضی شدم و اون تنهایی رفت زیارت ……..بعد از عملیات که محسن شهید شد همیشه به خودم میگم کاشکی از اون درگوشیها به ما هم یاد میدادند که اینقدر زود به مرادش رسید .شادی روح همه شهدا صلوات

    راست میگید برادر گلستانی
    خوش به حالشون
    من هم بهترین سفرم به مشهد همون سفر تابستون ۶۶ همراه با داداش فخرالدین بود که بهمن ماهش شهید شد.
    هیچوقت دیگه اون حس خوب رو تجربه نکردم.
    یادش بخیر… یادش بخیر روزای بودن در کنار داداشی خوبم

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *