دوستان قدیمی در منزل شهیدان مهدی برزی

DSCF4964

از راست به چپ:

مهدی نقدی، حسین عباسی، احمد محمدی، مجید معینی، ناصر رخ، احمد شیخ سفلی (دایی شهیدان)، عباس برنگی، مجید صفار

در حضور مادر شهیدان مهدی برزی

6 پاسخ
  1. مهدی
    مهدی says:

    بسم رب الشهداء
    این روزها شکستن دل آدم ها افتخار شده است ،این روزها اگر بی خیال باشی و سکوت کنی و در خفا بر بی خیالی‌ات بخندی… آرام میشوی! کیف میکنی!
    این روزها دیگر از مرگ ارزش ها نمی میری ،یادمان رفته است هنوز یک نیم نسل کامل هم از عروج پروانه ها نگذشته است
    که ما گستاخانه لرزش شانه های نخلستان های جنوب را از یاد برده ایم،بوی خون را می فهمی؟هنوز بوی خون از خاک شلمچه ، طلائیه و جزیره مجنون به مشام میرسد،هنوز قلب نخلستان‌های خوزستان با اضطراب میزند،اما دریغ از دل آدم ها ، از نگاه بی تفاوت آدم ها…
    از خستگی هایی که دوباره احساس نمی شوند
    دوباره گوش کن! میشنوی…؟
    سکوت افکار پریشانت را صدایی میشکند:
    اگر عقل تو کله شان بود ، نمی رفتند!راست میگویی… راست میگویی!
    اگر عقل زمینی ما در سرشان بود ، اگر عقل خاکی ما در سرشان بود…
    حتی خیال رفتن هم به سرشان نمیزد
    چه بد فهمیدیم… چه بد میزبانی بودیم
    چه بد مهمان نوازی کردیم… چه راحت قضاوت میکنیم…!چه راحت از دنیای پوشالی غرورهایمان آنها را راندیم!
    و در عوض آنها چه زیبا لبخندشان را حتی تا آخرین لحظات عروجشان از ما دریغ نکردند
    رفتند و ما را گذاشتند……………………………………………………………………. غرق شویم در دنیای خیالی بازی هایمان…
    شهیدان ایستاده اند کوه گونه در برابر بلا ودر مقابل سیلاب ستم …ودر نماز عشق باوضوی خون سر بر سجاده ی کربلا ساییده اند
    عزیز عزت آفرین! شما که یادگار زنده مانی عزیزتان را به ما سپرده اید تا خون غیرت نمای این دیارش سازیم…
    بزرگتان میداریم…عزیزتان میدانیم…وامید داریم تا آخرین قطره خونمان پای دررکاب رهبرمان باشیم ونگذاریم خونشان پایمال گردد.انشاءالله
    تقدیم به خانواده ی شهیدان عزیزمهدی برزی…

    ممنون برادر صاحبقرانی
    انشالله که ادامه دهنده واقعی راهشان باشیم

    پاسخ دادن
  2. گلستانی
    گلستانی says:

    سلام امروز بعد از ساعت کار اداری برای چندمین بار سایت گردان رو یه مرور کردم از زمان گذاشتن این عکس چند بار خواستم مطلبی رو بنویسم در مورد عشق و فداکاری مادران شهدا به فرزندانشون که توفیق حاصل نشد امروز دیگه گفتم هر چی به ذهنم گذشت روی صفحه میارم یک خط یا……………خیلی ها فکر میکنند خدا به مادران شهدا یه نیروی خارق العاده ای عطا کرده که دیگه درد فراق ندارن …..براشون داغ فرزند عادیه…تحملشون باید خیلی باشه …شکوه نداشته باشن…و……….نه بابا اینجوری نیست درسته که خدا بهشون صبر داده اما اونا مادرن از همه موجودات روی زمین احساسی تر و پاکتر هستند درد فراق فرزند یا فرزندانشون رو دارن اما چون با خدا معامله کرده اندتوی این مصیبت صبر پیشه کردند اخه اونا به مقتدای خودشون حضرت زینب /س/ اقتدا کرده اند… مگر میشه پاره تنشون رو راهی جبهه کنند بعد هم جنازه خون الودش رو براش بیارن و اون هم هیچ احساسی نداشته باشه …درسته که صبرشون زیاده اما مطمءنا تو خلوت خودشون برای عزیزشون خیلی گریه کردند ویا هر موقع اسمش رو کسی میاره بغض گلوی اونارو میگیره ولی صداشون در نمیاد تا مبادا …..اینارو میگم چون میدونم مادران شهدا مظلوم ترین و پاکترین مادران روی زمین هستند……………….یادم میاد یه روز بعد ازظهر وسط هفته با خودم گفتم ناپرهیزی کنم برم بهشت زهرا/س/یه سری به دوستانمون بزنم البته فکر کنم قبل از اینکه من تصمیم بگیرم حتما اونا دعوت کردند خب دیگه منم اینجوری دلم رو خوش میکنم بگذریم …………وقتی رسیدم تقریبا غروب بود خلوت بود همینطور با خودم زمزمه میکردم و لابلای قبور مطهر شهدا که میرفتم بعضی از عکسها و قبرها رو که میدیدم تعجب میکردم چون اونا رو تو لشگر دیده بودم ولی نمیدونستم که شهید شدند اینا خیلی برام جالب بود یااینکه شعرهای روی قبرها رو که میخوندم خیلی لذتبخش بود از همه جالبتر بعضی از شهدا تاریخ تولد و تاریخ شهادتشون یکی بود …یه شهید بود که روزتولد وشهیدش از همه جالبتر بود… روز تولد عاشورا روز شهادت اربعین…همینطور که داشتم میرفتم رسیدم به یه مزار که یه خانومی با لباس تقریبا محلی که متوجه شدم باید اذری زبان باشد نشسته و اروم اروم داره گریه میکنه خیلی دلم گرفت با خودم گفتم بزار ببینم کدوم شهید باحالیه که مادرش داره باهاش درد و دل میکنه به اسم روی سنگ دقت کردم قلبم نزدیک بود از حرکت وایسه بلافاصله عکسش رو دیدم خودش بود شهید مجید چهاردولی از شهدای گردان عمار که قبلا هم یه پاش رو ازدست داده بود کسی که من چهره معصومانه اش روخیلی دوست داشتم و هیچ موقع هم فراموش نمیکنم…الته من میدونستم که شهید شده اما نمیدونستم قبرش کجاست تا اینکه اون روز دیدمش…همینطور مات و مبهوت داشتم عکس رو میدیدم که مادر مجید با یه لحن درد الود همراه با گریه گفت :شما مجید منو میشناختین اصلا تمیتونستم جوابش رو بدم دوست داشتم زودتر برم لابلای قبور مطهر شهدا و…….فقط تونستم باسر وبا اشاره جوابش رو بدم که بلی اقا مجیدت رو میشناختم اون هم دیگه نتونست حرفی بزنه و با حالت گریه منو نظاره میکرد که با چشمان اشک الود از اونجا دور میشدم …….تقدیم به همه مادران شهدا که بهشت زیر پای اوناست

    پاسخ دادن
  3. مهدی برزی
    مهدی برزی says:

    راست میگید برادر گلستانی
    خدا به مادرای شهدا صبر عجیبی داده. من که تو بیست سی سال گذشته یادم نمیاد یکبار هم دیده باشم که مامانی برای داداشی ها گریه کرده باشه.
    وقتی داداش صادق مفقود شد و بابا اومد خونه و گفت بهش خبر دادن صادق مفقود شده و گریه می کرد، این مامان بود که بابایی رو آروم میکرد و وقتی هم که فخرالدین شهید شد، مامان سنگ صبور همه بود و تنها حرفی که یکسره به هممون میزد (و البته هنوز هم موقع دلتنگی ها میزنه) این بود که «دنیایی که به محمد (ص) و آلش وفا نکرد میخواید به ما وفا کنه؟ خدا رو شکر که بچه هامون با شهادت رفتند و انشالله آخرش هممون با شهادت از دنیا بریم. چه افتخاری از این بزرگتر؟!»
    تنها زمانی که من دیدم مامانی بی اختیار گریه میکنه زمانی هست که مصیبت امام حسین (ع) رو میخونن! و همیشه میگه وقتی که سنش کم بوده و در مورد واقعه کربلا میشنیده آرزو میکرده که اونجا بوده و کاری میکرده … و این که شهادت بچه هاش رو مصداقی به حس عشق واقعی اش به امام حسین (ع) میدونه.
    امیدوارم که خدا جای خالی شهدا رو کنار خانواده هاشون با حضور خودش در قلبشون پر کنه و به همه خانواده های شهدا، به خصوص مادرانشون صبر عظیم عنایت کنه.

    پاسخ دادن
  4. عباس اسكندرلو
    عباس اسكندرلو says:

    شها درقهقه مستنشان ودر شادی وصولشان عند ربهم یرزقونند .
    خوشا بحال آنانکه با شهادت رفتند .خوشا به حال آنانکه در این غافله نور جان وسر باختند خوشا بحال آن پدر ومادرانی که این گوهر های پاک را در دامان خود پروراندند.
    اینها کلام قدسی حضرت امام (ره)بود .
    افتخار کنیدخانواده محترم شهیدان مهدی برزی که خداوند تبارک وتعالی شمارا برگزید ولایق دانست ودر زمره بندگان برگزیده اش قرارداد وانشاالله این دو مدال افتخار در صحرای محشر دستگیر شما وما خواهند بود .

    انشالله

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *